سه‌شنبه, 24 مارس , 2026
  • خانه
  • مجموعه مقالات
    • سیاست
    • نظری
    • تاریخی
    • ایران و اسرائیل
    • ایران و آمریکا
    • مسائل قومی و مذهبی
    • فرهنگی و هنری
    • آرشیو مطالب
  • مطالب دریافت شده
  • تماس
    • تماس با ما
    • ارسال مطلب
  • سخن روز
  • درباره محمد ارسی
معرفی کتاب
نقد فیلم
ودیو
جستجو این واژه بی نتیجه بود. واژه دیگری را جستجو کنید.
تمام نتایج جستجو
  • خانه
  • مجموعه مقالات
    • سیاست
    • نظری
    • تاریخی
    • ایران و اسرائیل
    • ایران و آمریکا
    • مسائل قومی و مذهبی
    • فرهنگی و هنری
    • آرشیو مطالب
  • مطالب دریافت شده
  • تماس
    • تماس با ما
    • ارسال مطلب
  • سخن روز
  • درباره محمد ارسی
جستجو این واژه بی نتیجه بود. واژه دیگری را جستجو کنید.
تمام نتایج جستجو
جستجو این واژه بی نتیجه بود. واژه دیگری را جستجو کنید.
تمام نتایج جستجو

نظری به نامه محمد یزدی خطاب به آقای شبیری

8 اکتبر 2018

نظری به نامه محمد یزدی خطاب به آقای شبیری

محمد ارسی

Mohammadarasi@gmail.com
نامه تهدید آمیز محمد یزدی خطاب به آقای شبیری را اگر از منظر ِخصومت و دشمنی ایدئولوژی سیاسی حاکم با سنّت و نهادهای مذهبی و اجتماعی باقیمانده از سنّت، مورد بررسی قرار دهیم شاید بهتر به ماهیّت آن «نوشته‌ی توهین‌آمیز» پی ببریم تا اینکه صرفا از زاویه‌ی بداخلاقی‌های محمد یزدی و یا توطئه عوامل اطلاعاتی سپاه و بسیج به آن نگاه کرده باشیم؛ زیرا آن نامه‌ی توهین‌آمیز، ادامه‌ی درگیری ِایدئولوژی و مکتب تمامیّت‌خواه حاکم با هر نهاد مستقل و نیمه مستقلی است که از دایره‌ی سلطه ِدستگاههای امنیتی و ایدئولوژیکی-سیاسی ِرژیم ِفقاهتی بیرون مانده باشد. فراموش نکنیم که محمد یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است؛ جامعه‌ای که حامی تمام قد دستگاه نظامی-امنیتی حکومت ِفقاهتی و عامل و پشتیبان بی‌چون و چرای قدرت مطلقه‌ی ولی فقیه است. ترور ِعقیدتی-شخصیتی روحانیونی که با ولی فقیه و یا عوامل او زاویه داشته باشند به عهده‌ی مدرسین و نهادهای وابسته به این مجمع است که در پرونده و سابقه کاریشان سرکوب بیرحمانه‌ی مراجع تقلیدی چون آقایان شریعتمداری و منتظری و نفی و طرد روحانیانی که با ایدئولوژی سیاسی خمینی و خامنه‌ای مسئله داشته‌اند، ضبط است، و در حال حاضر نیز ضمن حمله بی‌امان به روحانیون مردمی و ترقی‌خواهی چون محمد خاتمی و کرّوبی و عبدالله نوری و غیرو، ترس‌شان از مرجعیت سنّتی نیمه مستقلی است که بر سُنن گذشته پای می‌فشارند و اسلام را در سیاست و خلافت خلاصه نمی‌کنند، خاصه اینکه از تبدیل دین و مذهب به دنبالچه تشکیلات ِایدئولوژیکی-سیاسی حاکم سخت پرهیز دارند. گناه نابخشودنی آقای شبیری و امثال او نیز همین است که به بله قربان‌گوی و گوش به‌فرمان خامنه‌ای تبدیل نشده، و در دین دولتی و نهادهای زیرسلطه ولی فقیه حل و مستحیل نگشته! در واقع ملاقات آقای شبیری با محمد خاتمی و نوری و کرباسچی، فقط بهانه‌ای بوده که آتش خشم مجذوبان مکتب ولایت فقیه شعله‌ورتر شود و تضاد ایدئولوژی ِتمامیت‌خواه ِحاکم، با سنّت‌های جاافتادهٔ مذهبی و ملی هرچه بیشتر آشکار گردد! تضاد سیاست ایدئولوژیکی با سنّت رژیم ایدئولوژیکی-افراطی ولایت فقیه، مانند هر سیستم تمامیت‌خواه و ایدئولوژیکی شناخته شده دیگری، از آغاز تاسیس و شکل‌گیری‌اش از یک طرف با ایده ِدموکراسی و آزادی‌های فردی و مدنی و عقیدتی جنگیده و جهان‌شمولی اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر را هم قاطعانه انکار کرده، از طرفی با آداب و رسوم ملی و سُنن و سنّت ِگذشته درگیر شده و تمام کانونهای سنت، یعنی: بازار، خانواده، مراکز تعلیمات عرفانی و نیزمذهب و جامعه روحانیون اعتدالی و غیرسیاسی را تحت فشار قرار داده و سرکوب کرده است. زیرا همانگونه که گفته شد، در هر انقلاب مکتبی و ایدئولوژیکی نه تنها بنیادهای مدرنیته یعنی دموکراسی و آزادی‌های فردی و عقیدتی یا مدنی، نفی و محکوم می‌شوند، بل کانونهای سنّت و اخلاق و آدابی هم که فراسوی هر نوع عقیده سیاسی و مذهبی جاری، به زندگی در جامعه، شکل و شمائلی قابل قبول می‌دادند، تحت تهاجم نو-دولتان ِمکتبی-انقلابی قرار می‌گیرند و سرکوب می‌شوند! وقایع سه سال نخست انقلاب کبیر فرانسه و بعدها بلایی که در انقلاب بلشویکی روسیه و در سیستم مکتبی-ایدئولوژیکی هیتلری بر سنّت و مدرنیته رفت و در انقلاب فرهنگی چین ِمائو تکرار شد، مؤید ادعای ماست؛ در ایران هم هر چند روحانیّون حاکم از میان ملاّیان سنّتی برون آمده و به طبقه‌ی حاکمه تبدیل شده‌اند، اما در روند انقلاب و جنگ و جدالهای دائمی برای کسب قدرت و حفظ و انحصار حکومت، تدریجاً متحول گشته و به عناصری مسموم و مجذوب قدرت و حکومت‌گری تبدیل گشته‌اند، به گونه‌ای که به هرحرف و حرکت و امری هرچند کوچک و ناچیز باشد، فقط و فقط از زاویه ایدئولوژی سیاسی و حفظ و بقای نظام فقاهتی می‌نگرند، در نتیجه، با این رویکرد سیاسی-امنيتی وسواسی و بیمارگونه‌ای که بر وقایع عادی و معمولی جامعه دارند هر سلیقه‌ی سنّتی یا سخن نویی را خطری برای قدرت خود تلقی می‌کنند و چنان عکس‌العمل تندی نشان می‌دهند که با ابعاد موضوع مورد اختلاف، هیچ تناسب ِمنطقی ندارد! لذا برای شناخت ابعاد اختلاف و عمق تضاد ایدئولوژی سیاسی نظام فقاهتی با سنّت و سنن گذشته، بیان نکات زیر شاید راهگشا باشد: سنّت، سیستم عقیدتی نیست؛ با مسائل انسانی، رادیکال روبرو نمی‌شود و اختلافات اجتماعی-سیاسی را رادیکالیزه نمی‌کند؛ امّا ایدئولوژی سیاسی به ویژه نوع انقلابی آن، با هر امری رادیکال برخورد می‌کند در واقع مدعی حلّ ِانقلابی و بنیانی، و برق آسای هرمشکلی است! سنّت برخلاف ایدئولوژی… مدینه فاضله ندارد یعنی حال را فدای آینده نمی‌کند، به‌قولی، امروز را فدای فردا و فردا را قربانی پس آن فردا نمی‌سازد، ولی ایدئولوژی سیاسی و «مکاتب تمامیت‌خواه» در آرزوی مدینه‌ی فاضله‌ی اسلامی، کمونیستی یا رایش سوم … نسل امروزی را فدای آینده‌ای پوچ می‌کنند و اتوپیا داشتن را برای خود، مزیّتی عظیم به حساب می‌آورند… ایدئولوژی سیاسی ِتمامیت‌خواه، اساسا ناب‌گراست؛ یعنی فکر و ذکر همیشگی‌اش حفظ خلوص ِعقیدتی و ممانعت از «آلوده شدن» با غیر و عقیده‌ی دیگری‌ست، ازینروست که رژیم‌های ایدئولوژیکی و افراطی ِاستالینیستی، نازیستی یا اسلامیستی که در جستجوی اندیشه‌ی ناب مارکسیستی یا افکار پاک و خالص نژادی و یا در پی ِآئین ناب محمدی بوده‌اند و هستند، با ناب‌گرایی ِسیاسی-عقیدتی و ایدئولوژیکی خود، جامعه را به خودی و غیرخودی تقسیم می‌کنند و بدینوسیله، بافت‌های ِبندکننده و پیوند دهنده‌ی جامعه را در ابعاد مختلف ِخانوادگی و گروهی و یا عاطفی و مذهبی…از هم می‌گسلند و در هم می‌ریزند. از هم گسیختگی و سقوط اخلاقی ِمصیبت‌بار ِجامعه‌ی ایرانی در طیّ این چهل سال سلطه ِتمامیت‌خواهان ِناب‌گرا موٌيّد ادعای ماست! سنّت امّا به نظر پرفسور آن هارتل: «برخلاف ایدئولوژی، ربطی به ایده‌آلها‌ی اتوپیايی ندارد؛ درگیرماضی و مستقبل، و یا ایجاد جامعه‌ی بی‌عیب و نقص نیست؛… سنّت در واقع پیوند اجتماعی و وابستگی عاطفی عمیقی ست که ما را به مردم گذشته و حال و آینده متصل می سازد»* ایدئولوژی سیاسی، هویت‌خواه و تقلیل‌گراست ؛ زیرا از میان هویت‌های گونه‌گون آدمی یکی را به دلخواه انتخاب و عمده می‌کند و بعد، آحاد جامعه را به آن امر مورد ِعلاقه و نظر ِایدئولوگ تقلیل می‌دهد. در دیده‌ی یک دیوانه نژادپرست، هویت فردی مساوی با «نژاد اوست»؛ یک ناسیونالیست افراطی هم، هویت فردی را در وابستگی ملی خلاصه می‌کند، و برای قوم‌پرستان تنگ نظر نیز، زبان قومی، یعنی همه هویّت فرد! و در رژیم فقاهتی می‌بینیم که فرد فرد مردم را به عقاید مذهبی‌شان تقلیل داده و اسلام و مسلمانی را هم در پرستش ولی فقیه، و در ستیزه‌جويی با آمریکا و اسرائیل خلاصه کرده و دیگر خواست‌ها و خلق و خوی انسانی و تعلیمات مذهبی را کناری زده حتی انکار کرده‌اند. سنّت اما تقلیل‌گرا نیست یعنی مردم را به یکی از ابعاد هستی و وابستگی جمعی‌شان مثل ِدین و مذهب و قومیت یا ملیّت و طبقه‌ی اجتماعی‌شان تقلیل نمی‌دهد در یک جامعه‌ی سنّتی، نوع آدمی وابسته به هر قوم وطبقه و مسلک و گروهی باشد، چند بعدی و پیچیده در نظر گرفته می‌شود نه یک بعدی و تک ساحتی! لذا می‌توان گفت که انسان عصر سنّت از خیلی جهات شباهت بیشتری به بشر دارد تا عنصر ِایدئولوژی‌زده در رژیم‌های مکتبی و افراطی نظیر نظام فقاهتی حاکم بر ایران! ایدئولوژی سیاسی به سبب رویکرد عقیدتی و انقلابی تندی که در ارتباط با مسائل جامعه دارد از ریختن آبرو و حیثیت مردم، از رسوا و بدنام کردن «منتقدین و مخالفین‌» ناپرهیزی نمی‌کند هرجا که پای حفظ قدرت سیاسی پیش بیاید از انگ و تهمت زدن، از افترا بستن، و یا ترور ِفیزیکی و شخصیتی دگراندیشان و روشنفکران، کمترین شک و شرمی به خود راه نمی‌دهد، اینروست که می‌گویند ایدئولوژی‌های انقلابی مثل مکتب ولایت فقیه، دشمن شرم و حیا و نابود کننده‌ی ادب و اخلاق اجتماعی‌اند! سنّت اما حافظ آبرو و حیثیت مردم است، در سنت است که ادب و احترام معمول می‌شود، در سنت است که نسبت به خطاکاران گذشت می‌شود، در سنّت است که امنیت خانوادگی مردم حفظ می‌شود؛ اساسا اکثر فضائل و سجایای برجسته و پیوند دهنده‌ی جوامع بشری از جمله در جامعه‌ی ما زاده‌ی عصر سنّت است… اگر خدای مکتب ولی فقیه، قاصم الجبارین و افشاگر و بی‌گذشت و بی‌حییثیت کننده و بی‌رحم است، خدای دوره‌ی سنّت ِحافظ و سعدی و مولوی… کریم خطابخش پوزش‌پذیر است… خدايی است که گردنکشان را به‌فور نمی‌گیرد، عذرآوران را به جور نمی‌راند، او در ِرزق بر عصیانگران هم نمی‌بندد، و بر خوان ِ نعمت‌اش دوست و دشمن به اشتراک می‌نشینند و زندگی می‌کنند… ادیم زمین سفره‌ی عام اوست / براین خوان یغما چه دشمن چه دوست باری ایدئولوژی‌های سیاسی- افراطی اگر جهنمی برای «غیر» است، سنّت سرچشمه‌ی بزم محبتی بوده که: گدائی و شاهی برابر نشیند… پایان *مقاله‌ی سیویل کاراکتر…نشریه نیولیبرالیسم اکتبر ۲۰۱۸ Mohammadarasi@gmail.com
برچسب شبیریمحمد یزدینامه
مطلب قبلی

سخنی با بانو شیرین عبادی و فعالان حقوق بشر!

مطلب بعدی

«قابل‌فهم» بودن قتل یک طلبه عادی یعنی چه؟

نوشتارهای مشابه

بهای بالا و سنگین یک گزینه
نظری

بهای بالا و سنگین یک گزینه

22 جولای 2022
0
علی خامنه‌ای، و سیاست روسیه‌محوری و محمدعلی شاهی!‏
تاریخی

علی خامنه‌ای، و سیاست روسیه‌محوری و محمدعلی شاهی!‏

6 ژوئن 2021
0
آن سردارسپه را با این سرداران سپاه چه نسبتی ست؟
نظری

آن سردارسپه را با این سرداران سپاه چه نسبتی ست؟

24 می 2021
0
نظری

مشکلات و کمبودهای ما در گذار به دمکراسی!‏

6 فوریه 2020
0
نظری

ایدئولوژی‌های غرب‌ستیز از نفس افتاده‌اند!‏

18 سپتامبر 2019
0

ایران در سراشیب تبدیل‌شدن به پاکستانی دیگر!‏

6 می 2019
0
مطلب بعدی

«قابل‌فهم» بودن قتل یک طلبه عادی یعنی چه؟

جستجو این واژه بی نتیجه بود. واژه دیگری را جستجو کنید.
تمام نتایج جستجو

نوشته‌های تازه

  • سخنان محمد ارسی در باره آلترناتیو جمهوری اسلامی
  • انقلابی که ایدئولوژی‌ زده و مکتبی و اتوپیایی نیست!
  • این نهضت زنانه تاریخ‌ساز است!
  • پیشینه تاریخی ضدیت با اصلاح‌گران و شخصیت‌های ملی
  • بهای بالا و سنگین یک گزینه

بایگانی‌ها

دسته‌ها

  • ایران و آمریکا
  • ایران و اسرائیل
  • تاریخی
  • سخن روز
  • سیاست
  • فرهنگی و هنری
  • مسائل قومی و مذهبی
  • نظری
  • ودیو

سخن روز

خانه

زمانی برای نشان دادن توانايی ِایرانی!

3 مارس 2020
0

...

دسته بندی های مطالب

برچسب ها

آزادی (12) آمریکا (6) اسرائیل (10) اصلاحات (2) انتخابات (6) انقلاب (3) ایدئولوژی (4) باب (1) بهاالله (1) بهايی (2) ترامپ (2) جمهوری اسلامی (3) جنگ (3) خامنه‌ای (5) دروغ‌ (1) دمکراسی (12) دیپلوماسی (1) دیکتاتوری‌ (6) روحانی (3) روسیه (2) روشنفکران (4) زن-زندگی-آزادی (2) زنان (2) سخن روز (2) سرکوب (1) سعدی (2) سکولاریسم (2) صلح‌ (2) عدالت (1) عراق (2) عربستان (1) غرب‌ (1) فرهادی (1) فیلم (1) قتل (3) مذاکره (1) مشروطیت (4) منطقه‌ (1) نایاک (4) ویدیو (3) پان ترکیستها (1) پاکستان (1) کردستان (2) کشتار (1) گروگانگیری (1)

نوشتارهای اخیر

سخنان محمد ارسی در باره آلترناتیو جمهوری اسلامی

سخنان محمد ارسی در باره آلترناتیو جمهوری اسلامی

6 دسامبر 2022
0

انقلابی که ایدئولوژی‌ زده و مکتبی و اتوپیایی نیست!

انقلابی که ایدئولوژی‌ زده و مکتبی و اتوپیایی نیست!

23 نوامبر 2022
0

...

این نهضت زنانه تاریخ‌ساز است!

این نهضت زنانه تاریخ‌ساز است!

10 اکتبر 2022
0

...

پیشینه تاریخی ضدیت با اصلاح‌گران و شخصیت‌های ملی

19 آگوست 2022
0

...

بهای بالا و سنگین یک گزینه

بهای بالا و سنگین یک گزینه

22 جولای 2022
0

...

لیست ۱۵ مطلب اخیر

سخنان محمد ارسی در باره آلترناتیو جمهوری اسلامی

انقلابی که ایدئولوژی‌ زده و مکتبی و اتوپیایی نیست!

این نهضت زنانه تاریخ‌ساز است!

پیشینه تاریخی ضدیت با اصلاح‌گران و شخصیت‌های ملی

بهای بالا و سنگین یک گزینه

جمع‌بندی کلی در صد و پانزدهمین سالگرد مشروطیت

خامنه‌ای و پیروزی به سبک پیروس

علی خامنه‌ای، و سیاست روسیه‌محوری و محمدعلی شاهی!‏

آن سردارسپه را با این سرداران سپاه چه نسبتی ست؟

به مناسبت ۸۰۰ امین سالگرد حمله چنگیزخان به ایران!‏

شرکت در این “انتخابات” یعنی بیعت با ولی فقیه سوّمی!‏

مشکلات و کمبودهای ما در گذار به دمکراسی!‏

تبدیل نظام فقاهتی به جمع یکدست مافیایی!

تدریس زبان مادری

دروغ‌های سازمان‌ یافته برای کتمان حقیقت اعتراضات!

آرشیو

Mohammad Arasi © 2020

  • خانه
  • تماس با ما
  • ارسال مطلب
  • درباره محمد ارسی
جستجو این واژه بی نتیجه بود. واژه دیگری را جستجو کنید.
تمام نتایج جستجو
  • خانه
  • مجموعه مقالات
    • سیاست
    • نظری
    • تاریخی
    • ایران و اسرائیل
    • ایران و آمریکا
    • مسائل قومی و مذهبی
    • فرهنگی و هنری
    • آرشیو مطالب
  • مطالب دریافت شده
  • سخن روز
  • ودیو
  • نقد فیلم
  • معرفی کتاب
  • درباره محمد ارسی
  • تماس با ما
    • ارسال مطلب

Mohammad Arasi © 2020